السيد اليزدي ( مترجم : القمي )

70

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )

وصيد وحيازة مباحات وأجرت عبادات استيجاريه از حج وصوم وصلاة وزيارات وتعليم أطفال وغير آن از اعماليكه اجرت دارد بلكه أحوط ثبوت خمس است در هر فائده اگر چه باكتساب حاصل نشده باشد مثل هبه وهديه وجايزه وماليكه كسى وصيت كرده باشد براي أو ونحوان بلكه ثبوت آن خالى از قوت نيست بلى در ميراث خمس نيست مگر در ميراثيكه گمان نداشته باشد مثل آنكه رحم دورى در بلد ديگر داشته وخبرى از أو نداشته باشد پس بميرد وارتش باو برسد كه در اين ارث ترك احتياط بدادن خمس نكند وهم چنين ترك احتياط نشود در آنچه از منافع وقف خاص ونذر باو برسد بلكه أحوط استحبابي ثبوت خمس است در عوض خلع ومهر ومطلق ميراث ونحوان ( مسألة 50 ) اگر وارث بداند كه مورث أو خمس متروكات خود را نداده واجب است بر أو بدهد چه عيني كه متعلق خمس است موجود باشد در متروكات يا عوض آن موجود باشد بلكه اگر بداند اشتغال ذمه مورث رابخمس واجب است از تركه أو أداء نمايد مثل ساير ديون ( مسألة 51 ) در آنچه بگرفتن خمس يا زكاة يا صدقه مستحبه مالك شده خمسي نيست اگر چه زايد از مؤنه سال أو باشد بلى هر گاه در ملك اونما كندخمس در نما واجب است مثل ساير نمائات ( مسألة 52 ) اگر كسى چيزى بخرد وبعد بفهمد كه بايع خمس آن را نداده بيع نسبت بمقدار خمس فضولي است پس اگر حاكم شرع امضا نمود از مشترى ثمن خمس را مىگيرد پس مشترى رجوع مىكند بربايع بان واز أو مىگيرد واگر حاكم امضاء معامله نكرد مقدار خمس را از مبيع بگيرد وهم چنين است اگر بغير بيع از ساير معاوضات آن را نقل كرده باشد وهر گاه بدون عوض بخشيده باشد خمس آن بر ملك أرباب خمس باقي است ( مسألة 53 ) اگر اعيانى كه متعلق خمس نباشد يا باشد وخمس آن را داده است نمو نمود وزيادشد بزيادة متصله مثل آنكه درخت بزرك شد يا منفصله مثل آنكه گوسفند زائيد خمس در آن نما واجب است واگر نمو نكرده ولكن قيمت آن ترقى نموده خمس آن زيادى واجب نيست بلى اگر در حال ترقى آن را بفروشد دور نيست وجوب خمس آن زيادتى در ثمن وأين در صور تيست كه آن عين مال التجارة ورأس المال أو نباشد باينكه آن را بقصد انتفاع بان يانتاج آن در معيشت خود خريده يانگاه داشته باشد نه بقصد تجارت واما هر گاه بقصد تجارت ومعامله آن را خريده يانگاه داشته باشد وقيمت آن ترقى كرده باشد پس ظاهر وجوب خمس ارتفاع قيمت آنست بعد از تمام شدن سال هر گاه ممكن باشد فروش وگرفتن قيمت آن ( مسألة 54 )